تبلیغات
«ابومسلمی ها»... تریبون آزاد جامعه هواداران باشگاه ابومسلم خراسان - مطالب ابر عزیزی
طرح از: عبدالرضا زرگری

مسابقات لیگ دسته‌اول به پایان رسید و دو تیم راه یافته به لیگ‌برتر و شش تیم سقوط کرده مشخص شدند.در این میان تیم‌هایی راهی دسته دوم شدند که سابقه لیگ‌برتری داشتند و حالا باید مثل برق شیراز، شاهین و سایر تیم‌هایی که در لیگ «دو» هستند بازی کنند. یکی از این تیم‌ها ابومسلم مشهد است که گفت‌وگوی 90 را با خداداد عزیزی مدیرفنی آن در ادامه می‌خوانید: 90: آقا خداداد، چرا ابومسلم سقوط کرد؟ سقوط کرد دیگر، ‌چرا دارد؟ 90: دلیل سقوط چه بود؟ پول نداشتید؟‍ بازیکن خوب نداشتید یا بحث فنی بود؟ مشکل اصلی مالی بود که نتوانستیم بازیکنان را حفظ کنیم و اکثر آنها در طول فصل یکی یکی از ما جدا شدند. ما روی حسینی، کوشکی، خسروی، مولایی، محبی، احمدپوری، شرفی، منصوری و چند نفر دیگر حساب باز کرده بودیم که همگی ابومسلم را ترک کردند. 90: چرا اجازه دادید بروند؟ وقتی پول نداشتیم بدهیم چطور نگه می‌داشتیم‍ تازه اگر هم می‌خواستیم نگه‌شان داریم قانون اجازه نمی‌داد. چون سازمان لیگ قانونی تصویب کرده بود که هر باشگاهی اگر 30 درصد از مطالبات یک بازیکن را ندهد آن بازیکن می‌تواند یک‌طرفه فسخ کند و برود....



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار، سقوط ابومسلم به دسته دو، فوتبال، مطبوعات و رسانه، سرمربی، کادر فنی،  
برچسب ها: خداداد، عزیزی، خداداد عزیزی، مصاحبه، نود، فوتبال، ابومسلم،
ارسال توسط محمد منصف پور

مدیر فنی تیم فوتبال ابومسلم با اعلام اینکه قراردادش را با این باشگاه سفید امضا کرده، گفت: اگر تا هفته آینده تکلیف مالکیت ابومسلم مشخص نشده و مشکلات این باشگاه برطرف نشود، از سمت خود کناره‌گیری خواهد کرد. خداداد عزیزی در گفتگو با خبرنگار مهر، در خصوص آخرین وضعیت همکاری خود با با باشگاه ابومسلم ضمن بیان مطلب فوق گفت: به خاطر حل نشدن مسائل مالکیتی باشگاه ابومسلم از این تیم جدا شده بودم زیرا مالکان جدید باشگاه گفتند تا زمانی که تکلیف مالکیت ابومسلم مشخص نشود، دیگر هزینه نمی‌کنند، البته در این خصوص حق را به آنها می‌دهم.وی اضافه کرد: در آخرین نشستی که مالکان باشگاه با مدیرکل اداره ورزش و جوانان استان خراسان رضوی داشتند، آنها قول دادند که این مشکل را بزودی حل می‌کنند...



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار، تحلیل، دیدگاه، مصاحبه، فوتبال، بازیکنان، مالک باشگاه، استانداری خراسان رضوی، اداره كل ورزش و جوانان ، لیگ آزادگان، نتایج بازی ها،  
برچسب ها: خداداد، عزیزی، مدیر فنی، باشگاه، ابومسلم، خراسان،
ارسال توسط مصطفی رحمتی

خداداد عزیزی گفت: انتظار از ابومسلم بیشتر از این است. مدیر فنی تیم فوتبال ابومسلم خراسان در گفت‌وگو با ایسنا خراسان، افزود: تیمی که می‌خواهد صعود کند نباید فقط در بازی‌های داخل خانه پیروز شود و مجموعه فنی باشگاه باید فکری به حال این موضوع بکند. وی تاکید کرد: با این شرایط صعود کردن سخت است و امیدوارم بتوانیم در هفته‌های آینده این روند را عوض کنیم. وی با بیان اینکه توقع من از بازیکنان تیم بیشتر از این است، تصریح کرد: ما می‌توانیم بهتر از این بازی کنیم و با بهترین شرایط پیروز شویم و امیدوارم این اتفاق بیفتد.عزیزی درباره جریمه 5 درصدی بازیکنان و کادر فنی توسط باشگاه، گفت: توقع از تیم ما بالاست و همان طور که بازیکن پول حرفه‌ای می‌گیرد باید جریمه هم بشود و امیدوارم بازخورد این اتفاق برای ابومسلم مثبت باشد. وی از عملکرد خط حمله ابومسلم اظهار نارضایتی کرد و افزود: به ثمر رسیدن پنج گل در هفت بازی خوب نیست و از خط حمله‌ای که بازیکنان بزرگی در آن حضور دارند، انتظار بیشتر از این می‌رود.




طبقه بندی: اخبار، تحلیل، دیدگاه، فوتبال، بازیکنان، لیگ آزادگان، نتایج بازی ها،  
برچسب ها: خداداد، عزیزی، مدیر فنی، باشگاه، ابومسلم، بازیكنان،
ارسال توسط مصطفی رحمتی

جام ورزشی؛ خداداد عزیزی ، مدیر فنى باشگاه ابومسلم خراسان که ظهر امروز میهمان تلفنی برنامه "هر روز ورزش" شبکه خبر بود، در خصوص سوال مجری برنامه مبنی بر اینکه مصاحبه ای از شما در یکی از روزنامه ها چاپ شده و در آن نوشته شده بود که بخشی از صحبت های خداداد غیرقابل چاپ بود، اظهارداشت: «من هیچ صحبت غیرقابل چاپی نداشته ام. چون از کی روش حمایت می کنم صحبت هایم را چاپ نمی کنند. متاسفانه الان هجمه بدی علیه کی روش به راه افتاده و حتی برخی جانشین او را هم معرفی می کنند. من معتقدم با توجه به گروهی که داریم راحت به جام جهانی می رویم. بنابراین بهتر است به کی روش فرصت بدهیم و ببینیم تغییری در فوتبال ما ایجاد خواهد کرد یا نه و بعد تصمیم بگیریم. با یک باخت به لبنان هر چند که نتیجه خیلی بدی بود اما نباید چنین جوی به وجود آید....



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار، تحلیل، دیدگاه، مصاحبه، فوتبال،  
برچسب ها: خداداد، عزیزی، مدیر، فنی، باشگاه، ابومسلم، خراسان،
ارسال توسط مصطفی رحمتی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 23 شهریور 1391

خداداد عزیزی  و مهدی هاشمی‌نسب  به همراه تیم ابومسلم خراسان با محمدرضا فهیمی هوادار قطع نخاعی شموشك نوشهر در بیمارستان امام‌خمینی (ره) ساری دیدار کردند. محمدرضا فهیمی در تاریخ 25 خرداد سال 79 بر اثر سانحه رانندگی در مسیر تماشای دیدار تیم‌های شموشک و پرسپولیس از ناحیه گردن، قطع نخاع شد و از آن زمان در بیمارستان امام (ره) ساری بستری شده است. وی در آستانه 20 سالگی قرار دارد و حدود 12 سال است که در بخش آی‌سی‌یو بیمارستان امام (ره) سکنی گزیده است...



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار، گزارش، فوتبال، هواداران،  
برچسب ها: خداداد، عزیزی، هاشمی نسب، هوادار، فوتبال، ابومسلم،
ارسال توسط مصطفی رحمتی

بازیکن سابق تیم ملی فوتبال و مدیر فنى باشگاه ابومسلم خراسان می‌گوید: فوتبال ما نسبت به گذشته ضعیف‌تر شده و این به دلیل كاهش حضور بازیكنان ایران در فوتبال اروپاست.خداداد عزیزی در گفت‌وگو با ایسنا درباره شرایط كنونی تیم ملی فوتبال در آستانه دیدار مقابل لبنان در مرحله مقدماتی جام‌جهانی 2014 برزیل اظهار كرد: به نظر من كسب 4 امتیاز از دو بازی اول بد نیست. اگر ما بتوانیم در این گروه از هر بازی 2 امتیاز بگیریم به راحتی به جام‌جهانی صعود خواهیم كرد.وی افزود: با این حال گروهی كه ایران در آن قرار دارد خیلی ضعیف است و وقتی می‌بینیم كه دو بازی اول ایران با تیم‌هایی مثل قطر و ازبكستان بوده كسب 4 امتیاز نتیجه‌ای عالی نیست. البته اعتقاد دارم كه تیم ملی می‌تواند به جام‌جهانی صعود كند. خوشبختانه در این دوره در گروه آسانی قرار گرفته‌ایم كه این هم از شانس كی‌روش بوده است كه قرعه ما ساده باشد. مطمئنا اگر در گروه B بازی‌ها بودیم كار به مراتب سخت‌تری داشتیم و اصلا شاید صعود نمی‌كردیم...



ادامه مطلب
طبقه بندی: اخبار، تحلیل، دیدگاه، مصاحبه، فوتبال، فدراسیون فوتبال ج.ا.ایران،  
برچسب ها: خداداد، عزیزی، مدیر فنی، باشگاه، ابومسلم، خراسان، اسطوره،
ارسال توسط مصطفی رحمتی

خبرآنلاین به مناسبت 42 سالگی خداداد عزیزی در گزارشی به مرور زندگی غزال تیزپای فوتبال ایران پرداخته است.

به گزارش ایسنا،‌ در این مطلب می‌خوانیم:

اپیزود اول/ آخر بهار بود. اول تیر بود و از آسمان آتش می‌بارید. پیرمرد عرق پیشانی‌اش را با پشت دست پاک کرد. سرش را به آسمان کرد و پس از شکر خدا گفت: خداداد. مادر لبخندی زد و پیشانی نوزادش را بوسید و گفت: عاقبت بخیر بشی.

اپیزود دوم/ پیرمرد به دست‌های پینه بسته‌اش که نگاه می‌کرد و به رنج‌هایی که برای گذران زندگی کشیده نگران می‌شد؛ نگران خداداد، پیرمرد مثل تمام پدرهای دنیا فکر می‌کرد تا پسرش درس نخواند و دانشگاه نرود دعای مادر مستجاب نخواهد شد. پس زیر تیغ آفتاب و همان‌طور که زمین خدا را برای کشت آماده می‌کرد مدام حرص می‌خورد و حسرت... حسرت اینکه کاش پسرش عاشق درس بود و این‌قدر در کوچه پس کوچه‌ها و زمین‌های خاکی به دنبال توپ پرسه نمی‌زد. حق داشت البته، تا آن روز هیچ کس ندیده بود که لگد زدن به توپ برای کسی آب و نان شود. در فلسفه هم‌نسلان پیرمرد چرخ زندگی فقط با زور بازو می‌چرخید و هنر انگشتان دست.

اپیزود سوم/ خداداد اما خارج از فلسفه افلاطونی پدر همه را عاشق خودش می‌کرد. توپ که به پایش می‌رسید روحش پرواز می‌کرد. همه را جا می‌گذاشت. طوری شد که شهر پر شد از نام خداداد. همه از جادوگر کوچکی می‌گفتند که در رضاییه مشهد داشت بزرگ می‌شد. پیرمرد اما هنوز از این دلخور بود که خداداد نه دل به درس می‌دهد و نه دل به کار، پسرک بازیگوش همه را دور می‌زد؛ معلم کلاس و استاد گچ‌کار از دستش عاصی بودند. درست مثل مدافعان حریف که ذله‌اش می‌شدند.

اپیزود چهارم/ خداداد وارد دبیرستان حاج تقی که شد، وارد تیم‌های باشگاهی مشهد که شد برای خودش نامی دست و پا کرد. در مسابقات آموزشگاه‌های مشهد کسی نبود که از او حرف نزند. در آن پاییزهای زرد مشهد و زمستان‌های استخوان خرد کن او با دریبل‌هایش همه دانش‌آموزان را گرم می‌کرد. پس زمین‌های خاکی رضاییه و گمرک مشهد، شد جولانگاه پسر چشم بادامی که دل هر مربی را می‌برد. اگر آن روزها همه دبیرستان آقا مصطفی و شریعتی و هنرستان مهدیزاده را با آمار بالای قبولی کنکوری‌های‌شان مثال می‌زدند، دبیرستان حاج‌تقی را همه با خداداد می‌شناختند. با این حال مدیر دبیرستان امیرکبیر رندی می‌کند و خداداد را از دبیرستان حاج‌تقی به دبیرستان خودش می‌برد. جدایی خداداد از دبیرستان حاج‌تقی اما داستان‌ها داشت؛ در این جدایی البته ردپای ابومسلمی‌ها خوب دیده می‌شود. چرا که مدیر دبیرستان امیرکبیر کسی نبود جز برادر جهانگیر زنده دل، یکی از مسئولان ابومسلم آن زمان. پس خداداد خیلی زود سیاه‌پوش می‌شود.

اپیزود پنجم/ اولین پولی را که از فوتبال درآورد نمی‌دانست به پدر نشان دهد یا نه. پدر اما هنوز هم پایش در یک کفش بود که فوتبال نان و آب نمی‌شود. با این حال پسر یک دنده و لجوجش را خوب می‌شناخت. او آن کاری را می‌کرد که دلش می‌خواست. پس پیرمرد هم دعایش کرد؛ عاقبت بخیر بشی... دعای پدر و مادر کار خودش را می‌کند. پسر پیرمرد شریف فریمانی نه دکتر شد و نه مهندس، نه معلم شد و نه کاسب، شد ستاره فوتبال خطه خورشید. مادر اما نبود تا ببیند عاقبت بخیری پسر ریزه‌میزه‌اش را. مادر اما نبود تا باز با چشمان مخملی‌اش برای مرد شدن پسرش اشک شوق بریزد. حالا چشمان بادامی خداداد برای دیدن روی ماه مادر آب می‌شدند. کاش هیچ ستاره‌ای نبود و مادر بود. این را هنوز هم که پای حرف خداداد می‌نشینی می‌توانی از لابلای حرف‌هایش با حسرتی بی‌پایان بشنوی هزار بار.

اپیزود ششم/ اسماعیل شجیع آن روزها فکرش را هم نمی‌کرد که بازیکن تند مزاج و خوش تکنیکش روزی خواهد شد دردانه فوتبال ایران. با این حال حواسش به شکارش بود و تمام انرژی‌اش را می‌گذاشت تا پدیده‌اش هرز نرود. حالا نام خداداد مرزهای خراسان را درنوردیده بود و به پایتخت هم رسیده بود. به جایی که شکارچیان بزرگ در انتظار شکار غزالی خوش نقش تورهای‌شان را پهن کرده بودند. خداداد با رفیق گرمابه و گلستانش هادی کافی برای سربازی می‌روند پایتخت. می‌شوند سرباز فتح تهران. حالا عزیزی با شلیک‌های مرگبارش سلام نظامی همه فرماندهان فوتبال را مقابل خود می‌بیند. حتی فرماندهان تیم ملی را.

اپیزود هفتم/ خداداد مشهد بیا نبود دیگر. پایتخت‌نشین‌های خوش‌نشین ول‌کنش نبودند؛ پدر بی‌تابش بود اما هر روز می‌شنید که خدادادش حساب‌های بانکی‌اش دارد پرتر از روز قبل می‌شود و محبوب‌تر. کم‌کم باورش شد لگد زدن به توپ در این دنیای پر هیاهو خوشبختی می‌آورد. در یکی از غروب‌های پاییزی از همان غروب‌های دلگیری که خورشیدش زود به خانه می‌رود و غم نبود عزیزان در دلت خانه می‌کند پیرمرد شنیده بود که خبرهایی است؛ شنیده بود پسرهای ایرانی رفته‌اند به دورترین جای دنیا که بجنگند برای غرور. خدادادش هم رفته بود؛ پس دعا می‌کرد و صلوات می‌فرستاد با تسبیح قدیمی‌اش. از تلویزیون دید که پسرش مثل یک یوز دارد از روی تابلوی تبلیغاتی استادیوم ملبورن می‌پرد و همه ایرانی‌ها دنبالش می‌کنند. نفهمید داستان چیست؟ همین که به خودش آمد دید کوچه‌شان پر شده از جمعیتی که هجوم آورده‌اند به در خانه‌شان و مدام فریاد می‌زنند خداداد عزیزی. عاقبت به خیر شده بود پسر پیرمرد...

اپیزود هشتم/ مشهد- تهران- ملبورن- کلن- لیون- لس آنجلس- دوبی- تهران و دوباره مشهد. خداداد به خاطر پدر پیش پدر است. در تمام این سال‌ها هر وقت به سراغش رفتیم گفت این مسیر را خودش انتخاب نکرده بود. می‌گفت اصلا هم تلاشی برای رفتن این مسیر نکرده است. گفت فوتبال برایش تفریح بود و نه هدف. حرفش این است که در تمام روزهای گذشته یک نیرویی او را به جلو رانده است و او بی اراده این مسیر را رفته است. او تمام این مسیر را چشم بسته رفته و حتی اجازه پیاده شدن و نفس تازه کردن هم نداشته است. خواب هیچ آرزویی را هم ندیده است. حسرت هیچ چیزی را هم در زندگی نداشته و ندارد جز جای خالی مادر. مادری که اگر الان بود تمام زندگی و دارایی‌اش را برای مداوایش به پایش می‌ریخت. تمام محبوبیتش را می‌داد تا دستان گرمش را در دستش بگیرد. همین هست که الان می‌گوید «تمام دنیای من بابامه».

اپیزود نهم/ حالا در چهل و یک سالگی می‌گوید که دیگر آرزو و آمالی ندارد. می‌گوید تا به امروز پیش هیچ کسی گردن خم نکردم و خواهشی نکردم. زیر بار حرف زور هم نرفتم که اگر رفته بودم الان 400 تا بازی ملی داشتم. می‌گوید نمی‌خواهم زیاد زنده بمانم تا حتی سربار بچه‌هایم باشم. می‌گوید می‌خواهم در شصت سالگی بمیرم تا با عزت از قطار دنیا پیاده شوم.

اپیزود پایانی/ پیرمرد سرش را به آسمان کرد و پس از شکر خدا گفت: خداداد. مادر لبخندی زد و پیشانی پسر را بوسید و گفت: درپناه خدا عاقبت بخیر بشی...



 
برچسب ها: خداداد، عزیزی، 11، حماسه ساز ملبورن، غزال تیز پای اسیا، ابومسلم،
ارسال توسط مصطفی رحمتی
(تعداد کل صفحات:4)      [1]   [2]   [3]   [4] 

پیام های کوتاه شما...
آرشیو مطالب
ابر برچسب ها
امکانات جانبی


وبگاه رسمی هواداران باشگاه ابومسلم خراسان
اوقات شرعی
هر روز در محضر قرآن









حدیث روز
آمار سایت
بازدیدهای امروز : نفر
بازدیدهای دیروز : نفر
كل بازدیدها : نفر
بازدید این ماه : نفر
بازدید ماه قبل : نفر
تعداد نویسندگان : عدد
كل مطالب ارسال شده: عدد
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
ما را در گوگل محبوب کنید
ابزار و قالب وبلاگبیست تولز

گوگل پلاس